الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
469
شرح كفاية الأصول
فيكون الامر فيها . . . مصنّف در اين متن به نتيجهء ارشادى بودن امر در دو آيه اشاره دارد و مىگويد : چنين امرى فقط به خاطر ارشاد و راهنمايى به اثرى است كه در خود مادّه و متعلّق امر وجود دارد ، اگرچه أمرى هم در واقع نباشد ، نه اينكه « أمر » چيزى زائد برآن اثر را دلالت كند ، و لذا مخالفت آن تنها سبب فوت اثر مىشود و عقاب ندارد چنان كه اطاعت چنين أمرى و تحصيل كردن آن اثر از اين طريق ، ثوابى نخواهد داشت . از اين جهت امر در مورد بحث مانند ساير اوامر ارشادى است ، نظير أوامر طبيب كه وقتى به بيمار مىگويد : فلان دارو را مصرف كن ، به خاطر اين است كه بيمار به اثر و خاصيت دارو دست يابد ، به گونهاى كه اگر با اطاعت « أمر » ، دارو مصرف كند ، بيماريش رفع مىشود و اگر با ترك « أمر » ، آن را مصرف نكند ، بيماريش رفع نخواهد شد « 1 » . بنابراين در اطاعت « أمر » يا
--> ( 1 ) . گرچه مصنّف از استدلال به دو آيه ، سه جواب داده است ، ولى جواب عمده اين است كه هيچكدام از اين دو آيه ارتباطى به « امر » ندارند تا بر فوريت آن مورد استدلال قرار گيرند ، زيرا : آيه سارِعُوا درصدد دعوت گناهكاران به مغفرت ( يعنى توبه ) مىباشد ، چون مغفرت در جايى است كه معصيت و گناهى صورت پذيرد ، بنابراين نيازى به تقدير كلمه « اسباب » در آيه نيست تا مجاز در حذف لازم آيد . آيه فَاسْتَبِقُوا * نيز درصدد دعوت به سبقت گرفتن از ديگران در كارهاى خير است ، چون استباق و مسابقه در جايى گفته مىشود كه چند نفر بخواهند هدفى را دنبال كنند و به آن دست يابند ، و لذا آيه به اين معنا اشاره ندارد كه عملى مربوط به شخص واحد بايد فورا انجام شود . به عبارت ديگر : فَاسْتَبِقُوا * به اين معنى است كه شخص در ميدان مسابقه ، بين رقباى خود به گونهاى عمل كند كه جزء السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ قرار گيرد ، نه به اين معنا است كه اگر به كسى « امر » شود بايد آن را فورا انجام دهد . نتيجه آنكه در دو آيه مذكور ، اشاره به دو منزل از منازل پنجگانه انسانيّت شده است كه اين منازل عبارتند از : 1 - منزل معرفت و آگاهى 2 - منزل مهاجرت و حركت 3 - منزل مسارعه 4 - منزل مسابقه 5 - منزل امامت . هركدام از اين منازل در طول ديگرى مىباشد ، زيرا تا علم و شناخت براى كسى حاضر نشود ، هجرت و حركت به سوى خدا نيز براى او نخواهد بود ، و تا هجرت و حركتى نباشد ، سرعت و شتاب مفهومى ندارد ، و تا كسى قدرت و توان چنين حركتى را پيدا نكند ، لياقت شركت در مسابقه را ندارد و تا كسى چنين لياقتى را نداشته باشد ، مقام امامت به او داده نخواهد شد . پس در يك جمله مىتوان گفت : « الرجل العالم المهاجر الى اللّه ، المسارع المسابق ( بهگونهاى سرعت دارد كه كسى به او نمىرسد ) يصير اماما » .